yadegari

 

توی چشمات میشه گم شد
وقتی توو فکر فراری
سوسوی شهر لب دریا
از تو مونده یادگاری

شعر و شرمی، شوق و شرجی
همه شاهدن که بودی
لحظه ها رو لحظه لحظه
منو تو با هم میخوندیم

تو وجودت مهربونه
مهربون مثل عبادت
واسه من که از تو دورم
که به رؤیات کردم عادت

نفسی که بند جونه
جون تازه واسه بودن
مثل باور یه اهنگ
یه ترانه واسه خوندن

تو وجودت مهربونه

***

ریه هام پر شده از تو
بی تو هر لحظه عذابه
حتی با فکر نبودت
شب و روز حالم خرابه

بغض معصوم و نجیبت
منو قانع کرد کمت شم
ممنونم اجازه دادی
با تو درگیر غمت شم

×××

تو وجودت مهربونه
مهربون مثل عبادت
واسه من که از تو دورم
که به رویات کردم عادت

نفسی که بند جونه
جون تازه واسه بودن
مثل باور یه اهنگ
یه ترانه واسه خوندن

reza sadeghi

/ 0 نظر / 4 بازدید